فرهنگ آریان‌پور

مشت بازی

#۱۸۶٬۴۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

set to

زد و خورد، نبرد، مشت بازى، درگیرى، با اشتیاق شروع کردن

۲

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۳

boxing

جعبه، قوطى، صندوق، اطاقک، جاى ویژه، لژ، توگوشى، سیلى، بوکس مشت زدن، بوکس بازى کردن، سیلى زدن، درجعبه محصور کردن، (غالباً با out یا in) احاطه کردن، درقاب یا چهار چوب گذاشتن box

۴

pugilism

مشت زنى، بوکس بازى