واژههای فارسی←مستی - دوران -فرهنگ آریانپورمستی - دوران -#۱۸۵٬۹۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱drunk(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drinkواژههای نزدیک در الفبامستهلک شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستهلک شدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستهلک کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستهلک نکردنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمستی - اواز -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر