فرهنگ آریان‌پور

مستهلک کردن

#۱۸۵٬۹۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

amortize

کشتن، بى حس کردن، خراب کردن، (حقوق) بدیگرى واگذار کردن، وقف کردن، مستهلک کردن

۲

depreciate

کم بها کردن، مستهلک کردن writedown