فرهنگ آریان‌پور

مستمسک

#۱۸۵٬۸۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

pretext

بهانه، عذر، دستاویز، مستمسک، بهانه آوردن

۲

coverture

پوشش، حفاظ، پناه، سقف، مستمسک

۳

plea

دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه، تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا

۴

subterfuge

طفره، گریز، طفره زنى، اختفاء، عذر، بهانه