فرهنگ آریانپور
مستمر
#۱۸۵٬۸۷۷
continuum
پیوستگان، رشته مسلسل، تسلسل، پى درپى، مستمر، زنجیره
continuator
دنبال کننده، ادامه دهنده، مستمر
diligent
سخت کوش، کوشا، کوشنده، ساعى، پشت کاردار
standing
(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات stand
continuous
مداوم، متوالى، پیوسته