فرهنگ آریان‌پور

مستلزم مهارت

#۱۸۵٬۸۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

skilled

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن skill