فرهنگ آریان‌پور

مستقل

#۱۸۵٬۸۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

realty

مستقل، دارایى غیر منقول، ملک

۲

autonomic

مستقل، خودمختار، (زیست شناسى) ارادى، عمدى، (گیاه شناسى) خودبخود، (کالبد شکافى) منسوب به دستگاه عصبى خودکار

۳

independent

مستقل، ناوابسته، خود مختار، داراى قدرت مطلقه

۴

free

آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن

۵

absolute

مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود

۶

maverick

حیوان بیصاحب، آدم بى سرپرست، تک رو، مستقل

۷

autocratic

مطلق، مستقل، استبدادى

۸

sovereign

(sovran =) ـ پادشاه، شهریار، لیره زر، با اقتدار، داراى قدرت عالیه

۹

freestanding

(بناى) ساده، بى آلایش، بى پیرایه، بى زیور