فرهنگ آریان‌پور

مستحکم‌ کردن

#۱۸۵٬۶۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

firm

شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن

۲

fortify

داراى استحکامات کردن، تقویت کردن، نیرومند کردن

۳

buttress

شمع پشتیبان دیوار، حایل، نگهدار، پایه، شمع زدن، محکم بستن، داراى شمع یا حایل

۴

consolidate

محکم کردن، یکى کردن، یک رقم کردن