فرهنگ آریان‌پور

مستحکم

#۱۸۵٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tenacious

سرسخت، محکم، چسبنده، سفت، مستحکم، استوار

۲

crenelated

داراى کنگره کردن، مستحکم کردن

۳

crenellated

(گیاه شناسى) داراى کنگره هاى کوچک، مستحکم

۴

redoubtable

ترسناک، موحش، مستحکم، سهمناک

۵

well found

(well founded =) ـ کاملاً مجهز، مجهز بوسائل کامل، مستحکم

۶

well founded

(well found =) ـ کاملاً مجهز، مجهز بوسائل کامل، مستحکم

۷

firm

شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن

۸

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن

۹

stout

ستبر، نیرومند، قوى بنیه، محکم، نوعى آبجو

۱۰

stable

استوار، محکم، پابرجا، ثابت، با ثبات، مداوم، محک کردن، ثابت کردن، استوار شدن، طویله، اصطبل، در طویله بستن، جا دادن، پایا، پایدار

۱۱

strong

نیرومند، قوى، پر زور، محکم، سخت

۱۲

walled

دیوار، جدار، حصار، محصور کردن، حصار دار کردن، دیوار کشیدن، دیوارى wall