فرهنگ آریانپور
مستحق
#۱۸۵٬۶۵۵
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم
worthy
شایسته، لایق، شایان، سزاوار، مستحق، فراخور
worthful
پر اهمیت، باارزش، شایسته، مستحق، سزاوار، گرانبها، قیمتى
meritorious
شایسته، مستحق
fair
زیبا، لطیف، نسبتا خوب، متوسط، بور، بدون ابر، منصف، نمایشگاه، بازار مکاره، بى طرفانه
condign
سزاوار، فراخور، مناسب
eligible
قابل انتخاب، واجد شرایط، مطلوب
deserving
سزیدن، سزاوار بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، استحقاق داشتن