فرهنگ آریان‌پور

مستحفظ

#۱۸۵٬۶۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن

۲

tenter

(نساجى) چهارچوب پارچه خشک کنى، نگهدار، مستحفظ، خیمه دار، خیمه دوز

۳

cerberus

(اساطیریونان) سگ سه سرى که پاسبان دوزخ بوده، مستحفظ

۴

caretaker

سرپرست، مستحفظ، سرایدار

۵

watch

پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن

۶

keeper

نگهدار، نگهبان، حافظ

۷

lookout

مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه

۸

watchman

مواظب، نگهبان، پاسدار، مراقب