فرهنگ آریانپور
مستحفظ
#۱۸۵٬۶۵۰
guard
نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن
tenter
(نساجى) چهارچوب پارچه خشک کنى، نگهدار، مستحفظ، خیمه دار، خیمه دوز
cerberus
(اساطیریونان) سگ سه سرى که پاسبان دوزخ بوده، مستحفظ
caretaker
سرپرست، مستحفظ، سرایدار
watch
پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن
keeper
نگهدار، نگهبان، حافظ
lookout
مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه
watchman
مواظب، نگهبان، پاسدار، مراقب