فرهنگ آریانپور
مسامحه کردن
#۱۸۵٬۵۵۴
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
neglect
فروگذارى، فروگذار کردن، غفلت، اهمال، مسامحه، غفلت کردن
procrastinate
به دفع الوقت گذراندن، معوق گذاردن