واژههای فارسی←مسافری که جا برای خود محفوظ کرده ولی برای سفر حاضر نمیشودفرهنگ آریانپورمسافری که جا برای خود محفوظ کرده ولی برای سفر حاضر نمیشود#۱۸۵٬۵۴۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱no showمسافرى که جا براى خود محفوظ کرده ولى براى سفر حاضر نمیشودواژههای نزدیک در الفبامسافرخانه ای که مسافرین پول غذا و اتاق را یکجا پرداخت می کنندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافرخانه جادادن - در -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافرخانه چیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافرخانه دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمسافری - اژانس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر