فرهنگ آریان‌پور

مساعده

#۱۸۵٬۴۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

advance

پیشروى، پیشرفت، پیش بردن، جلو بردن، ترقى دادن، ترفیع رتبه دادن، تسریع کردن، اقامه کردن، پیشنهاد کردن، طرح کردن، مساعده دادن، مساعده از پیش فرستاده شده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، جلو رفتن

۲

imprest

وادار بخدمت لشکرى یا دریایى کردن، مصادره، مساعده، قرضى، قرض داده شده، پیشکى

۳

accommodation

همسازى، تطابق، جا، منزل، وسایل راحتى، تطبیق، موافقت، سازش با مقتضیات محیط، وام، کمک، مساعده

۴

start

شروع، آغاز، آغازیدن، دایر کردن، عازم شدن، شروع کردن، عزیمت کردن، از جا پریدن، رم کردن، مبداء، مقدمه، ابتدا، فرصت، فرجه

۵

subsidy

اعانه، کمک هزینه، کمک مالى