فرهنگ آریان‌پور

مزین

#۱۸۵٬۲۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

clad

(بازگشت شود به clothe) ملبس، مزین

۲

ornate

بیش از حد آراسته، مزین، مصنوع، پر آب و تاب

۳

ornamented

آراسته، مزین، زینت شده

۴

appoint

تعیین کردن، برقرار کردن، منصوب کردن، گماشتن، واداشتن