فرهنگ آریان‌پور

مزیت

#۱۸۵٬۲۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

behoof

سود، صرفه، مزیت

۲

profit

سود، نفع، سود بردن، فایده، منفعت، مزیت، برترى، منفعت بردن، فایده رساندن، عایدى داشتن

۳

forehand

قسمت ممتاز، مزیت، سرعمله، مباشر، سروسینه و دست اسب، جلودار، پیشتاز

۴

advantage

فایده، صرفه، سود، برترى، بهترى، مزیت، تفوق مزیت دادن، سودمند بودن، مفید بودن

۵

ascendancy

فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا

۶

ascendency

فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا

۷

excellence

شگرفى، مزیت، برترى، خوبى، تفوق، رجحان، فضیلت

۸

preference

برترى، رجحان، ترفیع، مزیت، اولویت، تقدم، صلیقه

۹

preponderance

برترى، مزیت، فضیلت، فزونى، سنگین ترى

۱۰

beauty

زیبایى، خوشگلى، حسن، جمال، زنان زیبا

۱۱

benefit

منفعت، استفاده، احسان، اعانه، نمایش براى جمع آورى اعانه فایده رساندن، احسان کردن، مفید بودن، فایده بردن benefit credit side dividend odds plus