فرهنگ آریان‌پور

مزاحم

#۱۸۵٬۱۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

plaguer

مزاحم، مبتلا به طاعون کننده

۲

troubler

مزاحم، موجب تصدیع خاطر، مزاحمت

۳

troublemaker

مزاحم، موجد زحمت و دردسر، آشوبگر

۴

enfant terrible

مزاحم، کسى که با اظهارات بى جا و کارهاى بى مورد، موجب تصدیع خاطر گردد، مصدع

۵

pesky

آزار رسان، زحمت دهنده، مزاحم

۶

leech

زالو، حجامت، اسباب خون گیرى، خفاش خون آشام، انگل، مزاحم، شفا دادن، پزشکى کردن، زالو انداختن، طبیب

۷

varment

(varmint =) ـ (زبان عامیانه) انسان یا حیوان مزاحم، شخص، یارو

۸

varmint

(varment =) ـ (زبان عامیانه) انسان یا حیوان مزاحم، شخص، یارو

۹

knocker

زننده، کوبنده، آدم خرده گیر، مزاحم

۱۰

combrous

صعب العبور، صعب الوصول، مزاحم، پردردسر

۱۱

obtruder

(obtrusive =) ـ مزاحم، فضول

۱۲

tiresome

خسته کننده، مزاحم، طاقت فرسا

۱۳

obtrusive

(obtruder =) ـ مزاحم، فضول

۱۴

bothersome

پر دردسر، پرزحمت، مزاحم

۱۵

importunate

سمج، مبرم، عاجز کننده، سماجت آمیز، مزاحم

۱۶

pestiferous

طاعون آور، طاعون زده، فاسد کننده اخلاق دیگرى، مسرى، مضر، آزار دهنده، عفونى