فرهنگ آریان‌پور

مریض شدن

#۱۸۵٬۰۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

sick

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "

۲

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۳

sicken

مریض کردن یا شدن، بیمار کردن، ناخوش کردن