فرهنگ آریان‌پور

مریض

#۱۸۵٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

sick

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "

۲

morbid

ناسالم، ناخوش، ویژه ناخوشى، مریض، وحشت آور

۳

patient

شکیبا، بردبار، صبور، از روى بردبارى، پذیرش، بیمار، مریض

۴

valetudinary

(valetudinarian =) ـ مریض، علیل، وسواسى، کسى که نسبت به سلامتى و تندرستى خود وسواسى است

۵

valetudinarian

(valetudinary =) ـ مریض، علیل، وسواسى، کسى که نسبت به سلامتى و تندرستى خود وسواسى است

۶

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان

۷

diseased

ناخوش، معیوب، فاسد

۸

unhealthy

ناتندرست، ناسالم، ناخوش، ناخوشى آور، غیر سالم، بیمار

۹

unwholesome

ناگوارا، غیر سالم، مضر، ناپاک