فرهنگ آریانپور
مریض
#۱۸۵٬۰۴۲
sick
ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "
morbid
ناسالم، ناخوش، ویژه ناخوشى، مریض، وحشت آور
patient
شکیبا، بردبار، صبور، از روى بردبارى، پذیرش، بیمار، مریض
valetudinary
(valetudinarian =) ـ مریض، علیل، وسواسى، کسى که نسبت به سلامتى و تندرستى خود وسواسى است
valetudinarian
(valetudinary =) ـ مریض، علیل، وسواسى، کسى که نسبت به سلامتى و تندرستى خود وسواسى است
ill
ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان
diseased
ناخوش، معیوب، فاسد
unhealthy
ناتندرست، ناسالم، ناخوش، ناخوشى آور، غیر سالم، بیمار
unwholesome
ناگوارا، غیر سالم، مضر، ناپاک