فرهنگ آریان‌پور

مرصع کردن

#۱۸۴٬۴۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gem

گوهر، جواهر، سنگ گران بها، جواهر نشان کردن، مرصع کردن

۲

stud

گل میخ، قپه، دکمه سردست، دسته، اسب تخمى، حیوانى که براى اصلاح نژاد نگهدارى مى شود، داربست، میخ زدن، نشاندن، آراستن، مرصع کردن، پر کردن

۳

jewel

گوهر، جواهر، سنگ گرانبها، زیور، با گوهر آراستن، مرصع کردن

۴

enchase

نشاندن، سوار کردن، کار گذاشتن، در نگین گذاشتن، قلم زدن، مرصع کردن

۵

damascene

دمشقى، شامى، مرصع کردن، زرنشان کردن