فرهنگ آریان‌پور

مرخصی

#۱۸۴٬۰۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

furlough

مرخصى سرباز، حکم مرخصى، مرخصى دادن به، مرخص کردن

۲

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت leave leave of absence

۳

vacation

تعطیل، بیکارى، مرخصى، مهلت، آسودگى، مرخصى گرفتن، به تعطیل رفتن

۴

dismissal

اخراج، مرخصى، برکنارى

۵

permission

اجازه، اذن، رخصت، دستور، پروانه، مرخصى

۶

off time

وقت آزاد، مرخصى

۷

liberty

آزادى، اختیار، اجازه، فاعل مختارى