فرهنگ آریانپور
مرخصی
#۱۸۴٬۰۶۹
furlough
مرخصى سرباز، حکم مرخصى، مرخصى دادن به، مرخص کردن
leave
(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت leave leave of absence
vacation
تعطیل، بیکارى، مرخصى، مهلت، آسودگى، مرخصى گرفتن، به تعطیل رفتن
dismissal
اخراج، مرخصى، برکنارى
permission
اجازه، اذن، رخصت، دستور، پروانه، مرخصى
off time
وقت آزاد، مرخصى
liberty
آزادى، اختیار، اجازه، فاعل مختارى