فرهنگ آریانپور
مرخص کردن
#۱۸۴٬۰۶۷
send
(past: sent ; past participle: sent) ـ فرستادن، ارسال داشتن، روانه کردن، گسیل داشتن، اعزام داشتن، مرخص کردن
assoil
(ریاضى) اصل تغییر نکردنى، مجموع یا حاصل ضرب، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، رد کردن، تکذیب کردن، پاک کردن، خالى کردن، تقاص پس دادن
dismiss
روانه کردن، مرخص کردن، معاف کردن
licence
(license =) ـ اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن
license
(licence =) ـ اجازه، پروانه، جواز، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن
release
رها کردن، رهتیى، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختن، رهایى، آزادى، استخلاص، بخشش
furlough
مرخصى سرباز، حکم مرخصى، مرخصى دادن به، مرخص کردن
discharge
تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده