فرهنگ آریانپور
مرحوم
#۱۸۴٬۰۶۱
late
دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم
decedent
(حقوق آمریکایى) شخص متوفى، مرحوم
deceased
مرده، مرحوم
departed
رفته، گذشته، مرده، درگذشته مرحوم
gone
(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن go lamented
defunct
از بین رفته، تمام شده، مرده، درگذشته