فرهنگ آریان‌پور

مربوط‌ کردن

#۱۸۳٬۸۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ally

پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین

۲

refer

مراجعه کردن، فرستادن، بازگشت دادن، رجوع کردن به، منتسب کردن، منسوب داشتن، عطف کردن به

۳

relate

باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن

۴

associate

هم پیوند، همبسته، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، دانشبهرى، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوسته، شریک، همسر، رفیق، وابسته، وابسته کردن