مراقبت
#۱۸۳٬۴۰۱
espial
مراقبت، دیده بانى، جاسوسى
vigilance
مراقبت، مواظبت، شب زنده دارى، کشیک، آمادگى، چالاکى، احتیاط، گوش بزنگى
ovservation
مراقبت، رعایت، مراعات، قوه مشاهده، مطالعات، مشاهده، رصد کردن
lookout
مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه
eyesight
دید، بینایى، مراقبت، بینش
tendance
توجه، مراقبت، مواظبت، پرستارى، حضور
surveillance
نظارت، مراقبت، پائیدن، مبصرى
watchfulness
(watchful =) ـ مواظب، مراقب، پاسدار، بى خواب، دقیق، هشیارى، مراقبت
animadversion
قوه ى ادراک، ملاحظه، مراقبت، مشاهده، اعتراض، تذکر و اعلام خطر، انتقاد
care
تیمار، پرستارى، مواظبت، بیم، دلواپسى (معنى مجازى) غم، پروا داشتن، غم خوردن، علاقمند بودن
guard
نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن
jealousy
رشک، حسادت watch