فرهنگ آریان‌پور

مراقب

#۱۸۳٬۳۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lookout

مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه

۲

quivive

مراقب، گوش به زنگ

۳

vigilant

مراقب، هوشیار، گوش به زنگ، بیدار، حساس

۴

oper eyed

مراقب، هوشیار

۵

observer

مشاهده کننده، مراقب، پیرو رسوم خاص

۶

onlooker

ناظر، تماشاچى، مراقب، تماشاگر

۷

watchful

(watchfulness =) ـ مواظب، مراقب، پاسدار، بى خواب، دقیق، هشیارى، مراقبت

۸

watchman

مواظب، نگهبان، پاسدار، مراقب

۹

observant

مراعات کننده، مراقب، هوشیار

۱۰

scrutator

باریک بین، نکته سنج، مراقب، موشکاف

۱۱

surveillant

ناظر، مراقب، مواظب، محافظ، بپا، مبصر کلاس

۱۲

watchfulness

(watchful =) ـ مواظب، مراقب، پاسدار، بى خواب، دقیق، هشیارى، مراقبت

۱۳

wide awake

کاملاً بیدار، هوشیار، هشیار، آگاه، مسبوق، مراقب، سرحال

۱۴

chary

عزیز، محبوب، با احتیاط و دقیق، محتاط، کمرو

۱۵

minder

مباشر

۱۶

jealous

حسود، رشک مند، رشک ورز، غیور، با رشک، رشک بر

۱۷

attentive

مواظب، ملتفت، متوجه، با دقت