مرافعه
#۱۸۳٬۳۸۹
lawsuit
مرافعه، دعوى، دادخواهى، طرح دعوى در دادگاه
case
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا
suit
درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به
cause
سبب، علت، موجب، انگیزه، هدف، (حقوق) مرافعه، موضوع منازع فیه، نهضت، جنبش، سبب شدن، واداشتن، ایجاد کردن (غالباً بامصدر) ـ
cross
صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حدوسط، ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستى، قلم کشیدن بر روى، گذشتن، عبور دادن، مصادف شدن با، رو به رو شدن، قطع کردن، دورگه کردن (مثل قاطر)، پیوند زدن، کج خلقى کردن، خلاف میل کسى رفتار کردن
contestation
بحث، منازعه، مناظره، رقابت، مرافعه، رد
jar
بلونى، کوزه دهن گشاد، سبو، خم، شیشه دهن گشاد، تکان، جنبش، لرزه، ضربت، لرزیدن صداى ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین انداختن، اثر نامطلوب باقى گذاردن، مرتعش شدن، خوردن، تصادف کردن، ناجور بودن، مغایر بودن، نزاع کردن، تکان دادن، لرزاندن
row
سطر، ردیف، پارو زدن، راندن، رج، قطار، راسته، صف، ردیف چند خانه، ردیف کردن، قرار دادن، بخط کردن، قیل و قال
scrap
قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن scrap حقوق
quarrel
پرخاش، نزاع، دعوى، دعوا، ستیزه، اختلاف، گله، نزاع کردن، دعوى کردن، ستیزه کردن