فرهنگ آریان‌پور

مدارات

#۱۸۲٬۷۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

zone

منطقه، ناحیه دسته بندى، بخش، قلمرو، مدار، (در جمع) مدارات، کمربند، ناحیه، حوزه، محات کردن، جزو حوزه اى به حساب آوردن، ناحیه اى شدن

۲

circuitry

شدت جریان برق، اجزاء ترکیب کننده جریان برق، مدارات