فرهنگ آریان‌پور

مدارا کردن

#۱۸۲٬۷۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

tolerate

تحمل کردن، تاب آوردن، برخورد هموار کردن، طاقت داشتن، مدارا کردن

۲

temporize

به دفع الوقت گذراندن، وقت گذراندن

۳

compromise

تراضى، مصالحه، توافق، مصالحه کردن، تسویه کردن