فرهنگ آریانپور
مداخله کردن
#۱۸۲٬۶۵۰
meddle
میان، وسط، مرکز، کمر، میانى، وسطى، در وسط قرار دادن، فضولى کردن، دخالت بى جا کردن، مداخله کردن، مخلوط کردن، آمیختن، پراکنده کردن، جماع کردن، ور رفتن
interfere
دخالت کردن، پا بمیان گذاردن، مداخله کردن، تداخل کردن
intervene
در میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدن