واژههای فارسی←مداخله درمانی کردنفرهنگ آریانپورمداخله درمانی کردن#۱۸۲٬۶۴۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱interveneدر میان آمدن، مداخله کردن، پا میان گذاردن، در ضمن روى دادن، فاصله خوردن، حایل شدنواژههای نزدیک در الفبامداخلهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداخله - عدم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداخله بی جا در کاری کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداخله جومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداخله جویمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمداخله جویانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر