فرهنگ آریان‌پور

مداخله

#۱۸۲٬۶۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

interposal

مداخله

۲

intervention

مداخله، شفاعت

۳

interference

تداخل، مداخله، معارضه، دخالت، فضولى

۴

intermediacy

وساطت، میانجى گرى، مداخله، شفاعت

۵

intermediary

میانجى، وساطت کننده، مداخله کننده، وساطت، مداخله

۶

interposition

پا میان گذارى، مداخله، چیزى که در میان چیزهاى دیگر گذارند، وساطت، دخالت، میانه گیرى

۷

participation

مشارکت، مداخله، شرکت کردن

۸

intermediation

میانجى گرى، مداخله