فرهنگ آریان‌پور

محول‌ کردن

#۱۸۱٬۹۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

relegate

انداختن، موکول کردن، محول کردن، واگذار کردن، منتسب کردن

۲

allot

تخصیص دادن، معین کردن، سهم دادن

۳

assign

واگذار کردن، ارجاع کردن، تعیین کردن، مقرر داشتن، گماشتن، قلمداد کردن، اختصاص دادن، بخش کردن، ذکر کردن

۴

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه