فرهنگ آریان‌پور

محققاً

#۱۸۱٬۲۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

afortiori

با دلیل قویتر، با منطق محکمتر، موکداً، محققاً

۲

sicker

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده " sick

۳

surely

یقین، خاطر جمع، مطمئن، از روى یقین، قطعى، مسلم، محقق، استوار، راسخ یقیناً

۴

positively

مثبت، یقین، قطعى، محقق، معین، مطلق، ساده positive