فرهنگ آریانپور
محور
#۱۸۱٬۸۱۶
axis
محور، قطب، محور تقارن، مهره آسه، محور چرخ، میله
axle
محور، چرخ، میله، آسه
hinge
لولا، بند، مفصل، (مجازى) مدار، محور، لولا زدن، (مجازى) وابسته بودن، منوط بودن بر
pivot
مفصل، لولا، محور، مدار، میله، پاشنه، مخور چرخ، (مجازى) عضو موثر، محور اصلى کار، نقطه اتکاء، روى چیزى چرخیدن، روى پاشنه گشتن، چرخیدن، چرخاندن، روى پاشنه چرخیدن
rachis
تیره پشت، ساقه، محور، اندام ساقه اى یا محورى، مهره هاى پشت، ستون فقرات، دیرک مشترک
mandrel
(mandril =) ـ میله، سنبه، قالب، مرغک، محور
mandril
(mandrel =) ـ میله، سنبه، قالب، مرغک، محور
pedestal
پایه ستون، پایه مجسمه، شالوده، محور، روى پایه قرار دادن، بلند کردن، ترفیع دادن
spindle
دوک، دوک نخ ریسى، هر چیزى شبیه دوک، دسته کوک ساعت، رقاصک ساعت، به شکل دوک درآمدن، دراز و باریک شدن