فرهنگ آریان‌پور

محو شدن

#۱۸۱٬۸۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fade

محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن

۲

decay

پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن

۳

blur

لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن

۴

melt

گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن

۵

evanesce

کم کم ناپدید شدن، بتدریج محو و ناپدید شدن (مانند بخار)، (ریاضى) به طرف صفر میل کردن

۶

disappear

ناپدید شدن، غایب شدن، پیدا نبودن