فرهنگ آریانپور
محو شدن
#۱۸۱٬۸۰۴
fade
محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن
decay
پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن
blur
لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن
melt
گداز، آب شدن، گداختن، مخلوط کردن، ذوب کردن
evanesce
کم کم ناپدید شدن، بتدریج محو و ناپدید شدن (مانند بخار)، (ریاضى) به طرف صفر میل کردن
disappear
ناپدید شدن، غایب شدن، پیدا نبودن