فرهنگ آریان‌پور

محموله

#۱۸۱٬۷۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

good

خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله

۲

cargo

بار کشتى، محموله دریایى، بار

۳

lading

بار کشتى، محموله، بارگیرى، عمل بار کردن

۴

shipment

حمل، محموله، کالاى حمل شده با کشتى

۵

consignment

حمل، ارسال، محموله، مرسوله

۶

load

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن

۷

loading

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن load

۸

freight

کرایه، کرایه کشتى، بار، بار کشتى، باربرى، گرانبار کردن، حمل کردن، غنى ساختن

۹

delivery

تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم