فرهنگ آریانپور
محلی - لهجه -
#۱۸۱٬۷۵۲
stand
(past: stood ; past participle: stood) ـ ایستادن، تحمل کردن، موضع، دکه، بساط، ایست کردن، توقف کردن، ماندن، راست شدن، قرار گرفتن، بودن، واقع بودن، واداشتن، عهده دار شدن، ایست، توقف، مکث، وضع، موقعیت، شهرت، مقام، پایه، میز کوچک، سه پایه، دکه دکان، ایستگاه، توقفگاه، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقات
brogan
(brogue =) ـ پوتین، چکمه، کفش، چکمه سنگین پاشنه دار، لهجه محلى، کفش خشن و سنگین
patois
لهجه ولایتى و شهرستانى، لهجه محلى، لهجه عوام
patter
ذکر کردن، به طور سریع ورد خواندن، تند تند حرف زدن، لهجه محلى
station
ایستگاه، جایگاه، مرکز، جا، درحال سکون، وقفه، سکون، پاتوق، ایستگاه اتوبوس و غیره، توقفگاه نظامیان و امثال آن، موقعیت اجتماعى، وضع، رتبه، مقام، مستقر کردن، درپست معینى گذاردن