واژههای فارسی←محل چیزی را معلوم کردنفرهنگ آریانپورمحل چیزی را معلوم کردن#۱۸۱٬۵۲۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱localizeمتمرکز کردن، در یک نقطه جمع کردن، محلى کردن، موضعى ساختنواژههای نزدیک در الفبامحقق کردن شهرتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحقق کردن نظریهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحقق نبودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحققامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحققاًمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحققانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر