واژههای فارسی←محل امانت گذاری استخوان مردهفرهنگ آریانپورمحل امانت گذاری استخوان مرده#۱۸۱٬۴۳۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ossuaryظرف مخصوص نگاهدارى استخوان هاى مرده، محل امانت گذارى استخوان مردهواژههای نزدیک در الفبامحقق کردن شهرتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحقق کردن نظریهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحقق نبودنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحققامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحققاًمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمحققانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر