محل
#۱۸۱٬۳۸۸
locale
محل، منطقه
location
محل، مکان، موقعیت، تعیین محل، جا، اندرى
whereabout
محل تقریبى، حدود تقریبى، مکان، محل age _ ery _
room
اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن
site
جا، محل، مکان، زمین زیر ساختمان، مقر
place
جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى
situs
موقعیت، ناحیه، محل، وضع
stead
مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن
locality
جا، محل خاص، محل، موضع، مکان
neighborhood
(neighbourhood =) ـ همسایگى، مجاورت، اهل محل ory _
slot
چاک، شکاف کوچک، کلون در، چفت در، تخته باریک، سوراخ جاى کلید، شکاف یا سوراخى که براى انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبیه شده، سوراخ کردن، در شکاف یا سوراخ (پول و غیره) انداختن، چفت کردن
lieu
جا، عوض، به جاى، در عوض
locus
مکان هندسى، مکان، مثال ادبى