فرهنگ آریان‌پور

محل

#۱۸۱٬۳۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

locale

محل، منطقه

۲

location

محل، مکان، موقعیت، تعیین محل، جا، اندرى

۳

whereabout

محل تقریبى، حدود تقریبى، مکان، محل age _ ery _

۴

room

اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن

۵

site

جا، محل، مکان، زمین زیر ساختمان، مقر

۶

place

جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى

۷

situs

موقعیت، ناحیه، محل، وضع

۸

stead

مکان، جا، محل، دهکده، مقر، مسکن، مزرعه، عوض، به جاى، به عوض، جا دادن، گذاشتن، حمایت کردن، مفید بودن

۹

locality

جا، محل خاص، محل، موضع، مکان

۱۰

neighborhood

(neighbourhood =) ـ همسایگى، مجاورت، اهل محل ory _

۱۱

slot

چاک، شکاف کوچک، کلون در، چفت در، تخته باریک، سوراخ جاى کلید، شکاف یا سوراخى که براى انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبیه شده، سوراخ کردن، در شکاف یا سوراخ (پول و غیره) انداختن، چفت کردن

۱۲

lieu

جا، عوض، به جاى، در عوض

۱۳

locus

مکان هندسى، مکان، مثال ادبى