فرهنگ آریانپور
محک
#۱۸۱٬۲۷۶
benchmark
محک
acid test
محک، وسیله ى آزمایش، امتحان با اسید
acid
ترش، حامض، سرکه مانند، داراى خاصیت اسید، جوهر اسید، (مجازى) ترشرو، بداخلاق، بدجنسى، جوهر، محک
exam
(examination =) ـ آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى
test
آزمون، آزمودن، آزمایش، امتحان کردن، محک، معیار، محک زدن، آزمودن کردن
proof
دلیل، گواه، نشانه، مدرک، اثبات، مقیاس خلوص الکل، محک، چرکنویس، برهان
examen
بازرسى، آزمایش، محک، مقاله ى انتقادى
criterion
ضابطه، معیار، ملاک، میزان، مقیاس، نشان قطعى، محک
touchstone
سنگ محک، معیار
gauge
درجه، اندازه، پیمانه، مقیاس، معیار، ضخامت ورق فلزى یا قطر سیم و غیره، پیمانه کردن، آزمایش کردن، اندازه گرفتن، اندازه گیر
feeler
احساس کننده، دیده بان، (مجازى) سخن استمزاجى