فرهنگ آریان‌پور

محقق کردن

#۱۸۱٬۲۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

prover

اثبات کردن، محقق کردن، ثابت کردن، (در چاپخانه) نمونه گرفتن محک زدن

۲

vindicate

حمایت کردن از، پشتیبانى کردن از، دفاع کردن از، محقق کردن، اثبات بیگناهى کردن، توجیه کردن