فرهنگ آریان‌پور

محسوب داشتن

#۱۸۱٬۱۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

reckon

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن

۲

enumerate

شمردن، به شمار آوردن، محسوب داشتن، برشمردن، یکایک شمردن

۳

rate

درچند، نرخ، سرعت، روش، طرز، منوال، نرخ بستن بر، بها گذاشتن بر، بر آورد کردن، شمردن، میزان، ارزیابى کردن