فرهنگ آریانپور
محزون کردن
#۱۸۱٬۱۱۲
cloud
ابر، توده ابر و مه، توده انبوه، تیره و گرفته، ابرى شدن، سایه افکن شدن
deject
پژمان کردن، افسردن، دل شکسته کردن پژمان، نژند، افسرده، محزون و مغموم
depress
فرو بردن، دلتنگ کردن، دژم کردن، افسرده کردن، (معنى مجازى) کم بها کردن، از ارزش انداختن