فرهنگ آریانپور
محدود کننده
#۱۸۰٬۹۷۵
limiter
محدود کننده
limitative
محدود کننده، حصرى
cramp
چنگه، چنگوک، گرفتگى عضلات، انقباض ماهیچه در اثر کار زیاد، دردشکم، محدود کننده، حصار، سیخدار کردن، محدود کردن، درقید گذاشتن، جاتنگ کردن
restrictive
(پزشکى) داروى پیش گیر، جمله یا عبارت حصرى یا محدود کننده، محدود سازنده
determinative
تعیین کننده، محدود کننده، صفت، (دستور زبان) اسم اشاره ى صفت یا ضمیر اشاره
binding
(past: bound ; past participle: bound) ـ بستن، گرفتار و اسیر کردن، مقید و محصور کردن، به هم پیوستن، چسباندن، صحافى کردن و دوختن، الزام آور و غیر قابل فسخ کردن (به وسیله تعهد یا بیعانه)، متعهد و ملزم ساختن، بند، قید، بستگى، علاقه، مقید کردن، جلد کردن bind
limiting
حد، محدود کردن، حدود، کنار، پایان، اندازه، وسعت، معین کردن، منحصر کردن limit