فرهنگ آریان‌پور

محدب

#۱۸۰٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

convex

محدب، کوژ، گرده ماهى

۲

bulgy

برآمده، شکم دار، محدب

۳

gibbous

بر آمده، محدب، گرده ماهى، کوژپشت

۴

pulvinate

برآمده، کوژدار، محدب، نازبالشى، بالشتکى

۵

salient

برجسته، نمایان، رو به بیرون، (به زبان شوخى) جست و خیز کننده