فرهنگ آریانپور
محجور
#۱۸۰٬۹۴۵
insolvent
محجور، معسر
ward
نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن
incapable
عاجز، ناتوان، نا قابل، نالایق، بیعرضه، محجور، نفهم
#۱۸۰٬۹۴۵
محجور، معسر
نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن
عاجز، ناتوان، نا قابل، نالایق، بیعرضه، محجور، نفهم