فرهنگ آریانپور
محجوب
#۱۸۰٬۹۴۱
unassertive
محجوب، کمرو، افتاده حال
unobtrusive
محجوب، فاقد جسارت
shan
(د.ک، اسکاتلند) خجل، کمرو، محجوب، خجالتى
blate
بى رنگ، کند، کودن، عارى از احساسات، روح مرده، کم رو، محجوب
timid
ترسو، کمرو، محجوب
decent
آراسته، محجوب، نجیب
bashful
کم رو، خجول، ترسو، محجوب
diffident
داراى عدم اتکاء به نفس، محجوب
coy
خجالتى، کمرو، (غالباً در مورد زن گفته مى شود)، نازکن
shy
خجالتى، کمرو، رموک، ترسو، مواظب، آزمایش، پرتاب، رم کردن، پرت کردن، از جا پریدن selfeffacing