فرهنگ آریان‌پور

محجوب

#۱۸۰٬۹۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

unassertive

محجوب، کمرو، افتاده حال

۲

unobtrusive

محجوب، فاقد جسارت

۳

shan

(د.ک، اسکاتلند) خجل، کمرو، محجوب، خجالتى

۴

blate

بى رنگ، کند، کودن، عارى از احساسات، روح مرده، کم رو، محجوب

۵

timid

ترسو، کمرو، محجوب

۶

decent

آراسته، محجوب، نجیب

۷

bashful

کم رو، خجول، ترسو، محجوب

۸

diffident

داراى عدم اتکاء به نفس، محجوب

۹

coy

خجالتى، کمرو، (غالباً در مورد زن گفته مى شود)، نازکن

۱۰

shy

خجالتى، کمرو، رموک، ترسو، مواظب، آزمایش، پرتاب، رم کردن، پرت کردن، از جا پریدن selfeffacing