فرهنگ آریان‌پور

محجر

#۱۸۰٬۹۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

peel

پوست انداختن، پوست کندن، کندن، پوست، خلال، نرده چوبى، محجر

۲

fence

حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن

۳

fencing

حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن fence

۴

parapet

جان پناه، سنگر، سپر، محجر، دیواره، نرده

۵

palisade

صخره ى مشرف بر رودخانه، محجر، پرچین، با پرچین احاطه کردن

۶

grille

(grill =) ـ پنجره مشبک، شبکه، پنجره کوچک بلیط فروشها (در سینما و غیره)

۷

lattice

کار مشبک، شبکه، شبکه بندى، شبکه کارى، تورى منظم